السيد الخميني
23
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
اينكه مدتهاى طولانى اسلام محروم شد از ايشان . بعد از اينكه مردم با ايشان بيعت كردند ، باز هم تمام عمرش را به جنگهاى داخلى گذراند . اين طور نبود كه حالايى كه من يك آدم عارفى هستم بروم كنار بنشينم براى اينكه من عارفم ، من يك آدم زاهدى هستم حالا كه زاهدم ديگر كار نداشته باشم به مصالح مسلمين ، بروم كنار بنشينم ، من يك عالم فقيهى هستم ، حالا كه فقيه هستم ديگر كار نداشته باشم كه به مسلمانها چه مىگذرد ، من هم بروم كنار بنشينم . در عين حالى كه همهء اين معانى در او بوده است ؛ توحيد در حد اعلا ، معرفت در حد اعلا ، فقه در حد اعلا ، هر علمى در حد اعلا ، در عين حال در جهاد هم در حد اعلا بوده . ابعاد مختلفه اين است كه در آن بعد اين را وادار نمىكند كه از اين يكى صرف نظر بكند ؛ جامع الجهات است . در معرض خطر بودن تمامى مذاهب اسلامى ما كه مىگوييم كه ما شيعهء حضرت امير - سلام اللَّه عليه - هستيم و الآن كشور شيعه در معرض خطر است ، الآن كشور شيعه در معرض خطر است ، اسلام در معرض خطر است ، ما باز كنار بنشينيم و بگوييم كه ما چكار به اين كارها داريم ، ما چه بكنيم ، متأثريم از اينكه جوانهاى ما چه مىشوند ، ما هم متأثريم . حضرت امير هم متأثر بوده از اينكه جوانها چه مىشدند ، اما مىنشسته خانه و بگويند من متأثرم ؟ ! يا مىرفتند جنگ و خودشان جنگ مىكردند و در عين حال هم براى آنهايى كه شهيد شده بودند متأثر بودند . ما هى كنار بنشينيم و هى بگوييم كه ما مىخواهيم چه بكنيم ، چه ، فلان ، از اين حرفهايى كه خودشان مىزنند و از مصالح اسلام و مصالح مسلمين و از اين چيزى كه الآن براى كشور ما پيش آمده است ، براى اسلام پيش آمده . مسأله ، مسئلهء تشيّع نيست ، مسئلهء اسلام است ، مسئلهء مذهب نيست . همهء مذاهب الآن در معرض خطرند . الآن كه قدرتهاى بزرگ احساس اين معنا كردند كه اسلام يك همچو قدرتى دارد كه مىتواند يك جمعيت چهل و چند ميليونى را در مقابل همه وادار كند و بايستد و بگويد نه اين و نه او ، حالايى كه فهميدند اين قدرت ، قدرت اسلام است نه